زن به شیطان گفت :
آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟
میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهد ؟
شیطان گفت :
آری و این کار بسیار آسان است
پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد
پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد
سپس زن گفت :
اکنون آنچه اتفاق می افتد ببین و تماشا کن
زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت :
چند متری از این پارچه ی زیبا میخواهم پسرم میخواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد پس خیاط پارچه را به زن داد
سپس آن زن رفت به خانه مرد خیاط و در زد و زن خیاط در را باز کرد وآن زن به او گفت : اگر ممکن است میخواهم وارد خانه تان شوم برای ادای نماز ، و زن خیاط گفت :بفرمایید،خوش آمدید
و آن زن پس از آنکه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت بدون آنکه زن خیاط متوجه شود و سپس از خانه خارج شد
و هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت آن پارچه را دید و فورا داستان آن زن و معشوقه ی پسرش را به یاد آورد و همسرش را همان موقع طلاق داد
سپس شیطان گفت :
اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم
و آن زن گفت :
کمی صبر کن
نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟؟؟!!
شیطان با تعجب گفت :
چگونه ؟؟؟
آن زن روز بعدش رفت پیش خیاط و به او گفت
همان پارچه ی زیبایی را که دیروز از شما خریدم یکی دیگر میخواهم برای اینکه دیروز رفتم به خانه ی یک زنی محترم برای ادای نمازو آن پارچه را آنجا فراموش کردم
و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم
و اینجا مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را برگرداند به خانه اش.
در حال حاضر شیطان در بیمارستان روانی به سر میبرد
و اطلاعات دیگری از شیطان نداریم
موضوع انشای این روزهای مدارس کشور :
علم بهتر است یا پراید ؟؟؟
بقیه در ادامه مطلب
برو روی ادامه مطلب
ادامه مطلب...
اردیبهشت : تا یكسال دیگه با دختر مور....
خرداد : تا دو سال دیگه ازدواج می.....
تیر : ازدواج موفقی....
مرداد : احتمالاً بختتو....
شهریور : یه شب كه...
مهر : عاشق دختری....
آبان : چپ و راست واست....
آذر : سه بار ازدواج...
دی : میری خواستگار...
بهمن : با دختره مورد علاقه....
اسفند : یك روز اتفاقی...
برو رو ادامه مطلب بخون و بخند
ادامه مطلب...
خانم معلم:
سه تا پرنده هست;یکی را با تیر بزنیم چندتا داریم؟
آراد : هیچی!
معلم : چرا ؟
آراد : بقیه میپرن دیگه !
... معلم:2تا داریم اما از طرز فکرت خوشم اومد!
حالا شما یه مساله بسازید....
آراد:
سه تا خانم بستنی میخورن;
یکی لیس میزنه;
یکی گاز میزنه;
یکی میکنه دهنش در میاره;
کدوم شوهر داره؟
معلم سرخ میشه میگه:اونیکه می کنه دهنش!
آراد:نه, اونیکه حلقه دستشه ولی از طرزفکرت خوشم اومد
آنچه زيباست عزيز نيست
.
.
.
.
آنچه عزيز است زيباست و تو زيباتريني
برید روی ادامه مطلب
برچسبها: اس ام اس, ولنتاین, اس ام اس ولنتاین, پیامک روز ولنتاین, valentain
ادامه مطلب...
בر خورבטּ یک " سیب "...
حتّے اگر رآنـــבه شویم از اینجآ ...
اینم خودم براتون نوشتم :
خوب بخون
ببین به چند زبون میگم دوستت دارم :
Persian : doostat daram
Italian : Ti amo
German : Ich liebe Dich
Turkish : Seni Seviyurum
French : Je t'aime
Greek : S'ayapo
Spanish : Te quiero
Hindi : Mai tumase pyre karati hun
Arabic : Ana Behibak
Japanese : Kimi o ai shiteru
Yugoslavian : Ya te volim
Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida
Russian : Ya vas liubliu
Romanian : Te iu besc
Vietnamese : Em ye^u anh
Ukrainian : Ja tebe koKHAju
Tunisian : Ha eh bak
Syrian/lebanese : Bhebbek
Swiss-German : Ch'ha di ga"rn
Swedish : Jag a"Iskar dig
Kurdish : khoshm daweii
Africans : Ek het jou liefe
English : I Love You
در راستای اینکه بحران بی شوهری در
جامعه امروز بوجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده
کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .
1. روش کوزه ایی :
همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به
کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ
میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .
2. روش عرفانی :
چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات
بین مردم تقسیم میکنی ت مرد آرزوهت بیاد. نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع
میتونین فانوس هم روشن کنین .
3. روش سوسکی :
بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار
بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از
خودش جدا کنه . نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و
حومه .
4. روش تیپ :
انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی
خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند
طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد
گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه . نتیجه گیری : خطر احتمال
از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد.
اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفعه !
5. روش خر خونی :
تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بلاخره تو کل سال های
مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی . نتیجه
گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.
6.روش مایه داری :
با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های
بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست
فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه . نتیجه گیری : سعی کنین همیشه
چند میلیون در کیف خود داشته باشین.
7. روش فامیلی : یه
کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که
ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی
که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که
بلاخره یه کدوم رو خفت کنی . نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله
برای بیست سال آینده برنامه بریزین.
8. روش نامردی :
جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و
دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) میگیری تا بعد از تعهد توی
کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی است
که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند
می تونید از این روش هم استفاده کنید روی آدرس کلیک کنید متوجه میشین :
http://media.msgplus.net/flashAnim/anim/b013.swf
درد ، مرا انتخاب کرد
من ، تو راتو ، رفتن را
آسوده برو ! دلواپس نباش
من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم
* * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم درد می کند . انگار خام بودند خیال هایی که به خوردم داده بودی
* * * * * * * * * * * * * * * * *
به بند دلت میاویز رخت خاطره ام را ، گردبادهای فراموشی حرمت نمی شناسند !
* * * * * * * * * * * * * * * * *
هر که به من می رسد ، بوی قفس می دهد ! جز تو که پر می دهی تا بپرانی مرا !
* * * * * * * * * * * * * * * * *
به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم ، نان را تو ببر که راهت بلند است و طاقتت کوتاه ؛ نمک را بگذار برای من که می خواهم این زخم همیشه تازه بماند !
* * * * * * * * * * * * * * * * *
این جمله را هرگز فراموش نکن
“برای دوستت دارم بعضی ها مرسی هم زیاد است”
* * * * * * * * * * * * * * * * *
اشتباهم این بود :
که با دیدن اولین ” دل ” حکم کردم
* * * * * * * * * * * * * * * * *
نمیدانم گنجشک ها که شبیه هم هستند ، چه طور همدیگر و میشناسن.
و نمیدانم چند نفر شبیه من هستند که تو دیگر مرا نمیشناسی .
* * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم با تو بود
تو ولی سرد شدی
آنقدر سرد که به ناچار گرمایم را به تو بخشیدم
و تو به من تهمت سرد شدن زدی
* * * * * * * * * * * * * * * * *
هیچ شباهتی به یوسف نبی ندارم
نه رسولم
نه زیبایم
نه عزیز کرده ام
نه چشم به راهی دارم
فقط در چاه افتاده ام
* * * * * * * * * * * * * * * * *
رفتـن کسـی کـه لایـق نیسـت … نـعمـت اسـت نـه فـاجـعه !!
اما به رضای عشق راضی هستیم
بر فرض که این مساله هم حل بشود
ثابت شده ما دو خط موازی هستیم.
به کوی زلف تو دائم مراودت دارم
و دائما جواب کوچکی از تو مسئلت دارم
هزار بار از سر این بیت رد شدی اما
یک بار بلند نخوندی که “دوستت دارم”
گاهی که ترکم می کنی، راضی به مرگم می کنی
هر آنچه می خواهی بکن، اما فراموشم مکن.
قاصدک، شعر مرا از بر کن،
برو آن گوشه باغ، سمت آن نرگس مست،
و بخوان در گوشش و بگو باور کن،
یک نفر یاد تو را لحظه اى از یاد نخواهد برد…
نترسم که با دیگری خو کنی
تو با من چه کردی که با او کنی؟
شبی دنبال معنایی برای تو می گشتم
تو بالاتر ز هر معنی و من بیهوده می گشتم
هرچه زدم بی تو دلم وا نشد
جز تو کسی باب دل ما نشد
هر چه پرستو شدم و پر زدم
هم نفسی مثل تو پیدا نشد
به آسمون سپردم چشم از تو بر نداره
مراقب تو باشه، سرت بلا نیاره
تا تو نخوای نتابه، دلت گرفت بباره
همیشه با تو باشه، تو رو تنها نذاره
شادباش که از شادی تو دلشادم
تا تو شادی ز غم هر دو جهان آزادم
لذت زندگیم همه خرسندی توست
بی وفایم ولی وفایت هرگز نرود از یادم.
جهان بى دوست زندان جان است،
صفاى زندگى با دوستان است.
شمع بزم محفل شاهان شدن ذوقی ندارد
ای خوشا شمعی که روشن می کند ویرانه ای را
از همه دست کشیدم که تو باشی همه ام!
با تو بودن از همه دست کشیدن دارد…
من آن گلبرگ مغرورم؛
نمی میرم ز بى آبى،
ولى بی دوست می میرم در این مرداب تنهایی…
به لب های تو می سازم کلامی / سرود آشنایی یا سلامی
ندارم جز غم عشق تو در سر / ولی افسوس ها از من جدایی
نرسد دست تمنا چو
به دامان شما
می توان چشم دلی دوخت به ایوان شما
گر چه ما را نکنى یاد ولى ما هستیم
دل به پیامى که نمی دى بستیم.
پناهی نیست جز آوار
رفیقی نیست جز دیوار
کجایی ای چراغ عشق
منو از سایه ها بردار
باز باران چون همیشه
نم نمک بر رو ىشیشه
می نویسه که بدونى
مهربونیت پاک نمی شه
خزان که مال ما شد، بهار مال شما
صاف و ساده بگویم، سلام حال شما؟
رسم ما دریا دلان خشکیدن احساس نیست
تا صداقت زنده است، رفاقت می کنیم…
روزی که یادت نکنم یاد خدا نیست
سوگند به اسمت که دلم از تو جدا نیست
الهى فندق بشى! سنجاب بشم گازت بگیرم
اگه گریه کنى ماچت کنم لپتو بگیرم!
امریکا :
جنس: دختر
مکان: شمال اورگان، غرب ولایات المتحده
سن: بین بیست تا بیست و پنج
تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس بیوشیمی، دانشجوی دکترای میکروبیولوژی
موضوع پایان نامه: تاثیر میکرو ارگانیک های هوازی در محافظت گیاهان شاخه کریپتوناموس در برابر گرمایش جهانی
یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده روی سینه، پاها باز … در حال فیلمبرداری از تغییرات سبزینه یک گیاه ۴٫۵ سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا… به مدت ۷ ساعت.
فعالیت های اجتماعی: عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریکا، عضو گروه حامیان طبیعت وحش اورگان، سخنران اجلاس ماهیانه گروه دانشجویان حافظ محیط زیست، عضو انجمن فارغ التحصیلان ارشد زیر سی سال، صاحب سایت اجتماعی “فمینیست های مذکر گرا” ، شعار نویس گردهمایی های بزرگ کالیفرنیا….
آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: سه سال پیش…وقتی که در اتاق انتظار دفتر یک وکیل زن نشسته بود.
نوع لباس: شلوار جین..کفش کوهنوردی..تی شرت سفید با نوشته Peace Now
نوع آرایش: ترم سوم دانشگاه فهمید مانیکور پدیکور چیست!!
قد: مایکل جکسون منهای ۲۰ سانت
تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد موتور پایین می آید
تعداد اس ام اس دریافتی: روزی سه تا
موضوع قالب اس ام اس: “رسیدی خونه عزیزم؟”
موضوع جالب روی دست: موی بلند در ناحیه ساعد
موسیقی مورد علاقه: کانتری
بیماری یا نارسایی: عطسه زیاد موقع طلوع آفتاب
محتویات داخل کوله: دستمال کاغذی، گوشی موبایل بلک بری، لپ تاپ، دفتر یادداشت، عینک دودی، دو سه تا خودکار، یک هندبوک رفرنس گیاه شناسی.. بلیط مترو
ایران :
جنس: دختر
مکان: شمال غرب تهران، ایران
سن: بین بیست تا بیست و پنج
تحصیلات: فوق دیپلم برق شاخه الکترونیک ، دانشجوی لیسانس کامپیوتر شاخه نرم افزار
موضع پایان نامه: تاثیر زبان برنامه نویسی C پلاس پلاس بر روابط دختر و پسر
یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده به پشت روی تخت، با خودکار اشعار ترانه جدید امینم روی ساعد دست نوشته می شود.
فعالیت های اجتماعی: تجمع در یک ۲۰۶ با همکلاسی ها و کل کل دست فرمان با پسری که تویوتا کمری دارد.
آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: دیشب، ساعت دوازده و نیم…. در خانه دانشجویی دوستان و همین الان
نوع لباس: شلوار پلنگی گشاد، تی شرت مشکی با عکس “۵۰ سنت” ، کتانی به سایز ۵۲
نوع آرایش:
لب : بریتنی
مو: کامرون دیاز
تتو ابرو: آنجلینا جولی
سایه: شقایق فراهانی
سینه: رنه زوئلنگر
قد: یک چهار پایه + ۲۰ سانت
تاثیر وزنی: روی کاپوت ماشین بیفتد…. دوباره بر می گردد بالا !
تعداد اس ام اس دریافتی: روزی ۱۶۷ تا
موضوع قالب اس ام اس: جغرافیا،فمینیسم، حکومت، لباس، جک، جواهر شناسی، عشق، روابط زن و شوهر، شب، ،سلامت جسمی روحی و کلمات قصار آنتونی رابینز
موضوع جالب روی دست: جای تیغ روی مچ
موسیقی مورد علاقه: هیوی متال
بیماری یا نارسایی: سوء تغذیه، میگرن مزمن، افسردگی شدید، زخم معده، پوکی استخوان، ریزش مو، عرق کف دست، پرخاشگری
محتویات داخل کوله: کبریت، چاقو، ام پی تری پلیر، گیم دستی پلی استیشن، لاک ناخن، استون، رژ، جزوه دانشگاه،مهره مار، یک اتود، سی دی آهنگ های رضا پیشرو و زدبازی، یک بسته اولترا لایت !
من به یک کلمه نیاز دارم
یک حرف که مرا کامل کند
یک حرف که مرا بفهمد
یک کلمه که همدم من باشد
یک کلمه که پشت و پناهم باشد
یک کلمه که آرام جانم باشد
من...
دلم یک آرزوی روشن میخواهد...
یک اتفاق شیرین...
من یک " تو " میخواهم....
رفتم به مغازه دوستم، دیدم یه دختر شاکی اومد تو، لپ تابشو کوبید رومیز، به فروشنده گفت که لپتابتون خرابه من اینو نمیخوام.
فروشنده: چرا؟
دختره: من نمیتونم اطلاعات لپ تاب قدیمیم و روی این بریزم!
فروشنده: خانم امکان نداره، میشه لطفا این کارو جلوی من انجام بدین؟
.
....
-روی فایل مورد نظرش با موس راست کلیک کرد و cut رو انتخاب کرد.
-موس رو از اون لپ تاب
جدا کرد.
-بعدش با دقت موس و برداشت و به لپ تاب جدیده وصل کرد.
-دوباره راست کلیک کرد و از اونجا PASTE رو زد!!!!
.
.
.
.
.
-فروشنده سکته کرد مرد!
خانم ها از چه جمله هایی استفاده میکنن ؟
نمیگم چیه !! زودباش حرف دلتو بنویس
چه دختر چه پسر ، حرف دلتونو بزنید
1. یه زن نداریم که : هر روز که پامیشی میز صبحانه اماده باشه
2. یه زن نداریم که : لباسامون رو اتو بزنه
3. یه زن نداریم که : غصه ی چک فردامون رو بخوره
4. یه زن نداریم که : واسه وام خونه طلاهاش رو بفروشه
5. یه زن نداریم که : وقتی میریم خونه ی مامانش ، برامون سفره بندازه بیا و ببین
6. یه زن نداریم که : وقتی میاد خونه ی مامان اینا همش سر پا باشه
7. یه زن نداریم که : واسمون هفت رنگ ارایش کنه
8. یه زن نداریم که : تا ما نیایم شام نخوره
9. یه زن نداریم که : وقتی مریضیم پاشویی مون کنه تا صبح هم بالا سرمون دعا کنه
10. یه زن نداریم که : تا چهلش نشده بریم یه زنه دیگه بگیریم
11. یه زن نداریم که : درد زایمان بکشه بعد ما بگیم دختره ؟
12. یه زن نداریم که : ندونیم چه طور بچه بزرگ شد و بی خوابی بکشه
13. یه زن نداریم که : غر بزنیم این چیه ناهاره درست کردی؟
14. یه زن نداریم که : هم بیرون کار کنه هم تو خونه آخرشم بگیم اقساط این ماه و تو بده
15. یه زن نداریم که : با ما تیتیشی حرف بزنه نکنه تومنمون دوتا بشه
16. یه زن نداریم که : این تکه کلامش باشه : خدا سایه تورو از سرم کم نکنه
16. یه زن نداریم که : خونه رو بکنه عین دسته گل
17. یه زن نداریم که : ارث باباش بهمون برسه
18. یه زن نداریم که : تا از سر کار میاییم کتمونو از رو شونهامون برداره
19. یه زن نداریم که : تو تابستون شربت زعفران و هندونه دستش باشه تو زمستون اناره دون کرده و چایی داغش
1.یکی دلش به صد دل بنده
2. یکی صد دل, به یه دل می بنده
3.یکی یه دل , به یه دل می بنده و تا اخر پایبنده
4.یکی نمی دونه دلش به کی بنده
5.یکی هر بار به یکی دل می بنده
6.یکی دل می بنده که بخنده
7.یکی هم دلش اکبنده , مونده به کی دل ببنده
حالا تو دلت شماره چنده؟
تنها انتقامی که می توانی از کسی که زنتان را از چنگ شما
در آورده است بگیری آن است که وی را وادار کنی او را نگاه دارد !
راز زندگی مشترک طولانی:
هر هفته به یک رستوران زیبا رفته و در زیر نور شمع، شام شاعرانه ایی را صرف نمایید.
البته جدا از هم.
چون دو سال است ازدواج کردم، دیگر از تروریست ها وحشتی ندارم.
من در ازدواج شانسی نداشته ام، اولی مرا ول کرد و رفت، و دومی این کار را نکرد.
اگر زندگی زناشویت را می خواهی نگاه داری باید در زمانی که
اشتباه کردی اعتراف کرده و در غیر این صورت ساکت باشی !
من و همسرم بیست سال شاد بودیم تا آنکه با هم آشنا شدیم.
یک زن خوب زمانی که اشتباه می کند، همسر خود را می بخشد.
مردی برای یافتن همسر در روزنامه آگهی داد، فردای آن روز صدها نامه برای او آمد که
نوشته شده بود:
می توانید همسر مرا بگیرید.
مردی افتخار گفت: زن من یک فرشته است
مرد دیگری جواب داد: خوش به حالت، زن من هنوز زنده است.
معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا...
دخترک خودش را جمع و جور کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد : (چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟
فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم )
دخترک چانه لرزانش را جمع کرد... بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :
خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن... اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه... اونوقت...
اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم...
اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم...
معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا...
و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد...
در روزگارى كه بستنى با شكلات به گرانى امروز نبود ، پسر١٠ سالهاى وارد قهوه فروشى هتلى شد و
پشت میزى نشست . خدمتكار براى سفارش گرفتن سراغش رفت. پسر پرسید: بستنى با شكلات چند
است؟ خدمتكار گفت : ۵٠ سنت ، پسر كوچك دستش را در جیبش كرد ، تمام پول خردهایش را در
آورد و شمرد . بعد پرسید: بستنى خالى چند است؟ خدمتكار با توجه به این كه تمام میزها پر شده بود و عدهاى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند، با بیحوصلگى گفت : ٣۵ سنت ، پسر
دوباره سكههایش را شمرد و گفت: براى من یك بستنى بیاورید. خدمتكار یك بستنى آورد و صورتحساب را نیز روى میز گذاشت و رفت . پسر بستنى را تمام كرد، صورتحساب را برداشت و پولش را به
صندوقدار پرداخت كرد و رفت . هنگامى كه خدمتكار براى تمیز كردن میز رفت، گریهاش گرفت .
پسر بچه :
روى میز در كنار بشقاب خالى، ١۵ سنت براى او انعام گذاشته
زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند
یک روز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند :
یکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم میزدند ، از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شیرجه رفت توی آب و او را نجات داد
فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠۶ نو جلوی پارکینگ خانه داماد بود و روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توی آب و جان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فردای آن روز یک ماشین پژو ٢٠۶ نو هدیه گرفت که روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخری رسید :
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
اما داماد از جایش تکان نخورد.
او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم؟
همین طور ایستاد تا مادر زنش در آب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بی ام و آخرین مدل جلوی پارکینگ خانه داماد سوم بود که روی شیشه اش نوشته بود:«متشکرم! ازطرف پدر زنت»
برچسبها: زن, مادر زن, امتحان, پژو 206, بی ام و, پدر زن, داماد, شیرجه, غرق شدن, امتحان کردن داماد, امتحان گرفتن مادر زن, نجات یافتن پدر زن, سلمان, باقری, dj, kalantar, bmw
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
واسا دنیا من میخوام پیاده شم ….
پیاده شو..........
مگه میشه ..........
بله آقا پیاده شو کار دارم…..........
نه آقا غلط کردم برو…
برچسبها: زندگی, دنیا, ستایش, پیاده, عاشق, خرافات, بهانه, خواستن, می خواستم, سلمان, باقری, dj kalantar
عزیزم !
هر کسی غیر من بهت « میگه دوست دارم » باور نکن!
آخه رویا تو تنها کسی هستی که می پرستم .
مریم من واقعا واست میمرم .
میدونی چیه مهسا؟
اصلا زندگیم بدون تو فایده نداره!
خدا شاهده سیمین, شب ها از عشقت خواب ندارم.
مامانم میگه فکر ناهید دیوونه ات کرده!
هر چی بهش میگم من غیر از سپیده کسی رو نمیخوام باورش نمیشه!
تو بگو عاطفه جونم!
باید چیکار کنم!
برچسبها: رویا, مهسا, مریم, سیمین, ناهید, سپیده, عاطفه, سلمان, باقری, dj kalantar
عیدقربان، جشن رهیدگی از اسارت نفس و شکوفایی ایمان و یقین بر همه ابراهیمیان مبارک باد
برو رو ادامه مطلب
برچسبها: عید, عید قربان, عید سعید, قربان, عید سعید قربان, اس ام اس قربان, اس ام اس عید یعید قربان, اس ام اس عید قربان, sms عید قربان, sms, dj kalantar, سلمان, باقری
ادامه مطلب...
لینک دانلود کلیپ بسیار جالب و زیبای ورزشی از سلمان ( ) باقری
http://uploadpa.com/beta/12/xcirzf416a418afirya.mpg
یه بار تو كلاس ما استاد یه مسئله داد گفت وقت میدم حل كنید
بعدش خودش شروع كرد به حل كردن .مسأله پارامتری بود یعنی عدد نداشت
جوابشم طوری بود كه تو مخرج كسر مو (حرف یونانی) داشت
بعد یكی از دخترا گفت استاد مخرج ما مو نداره
یهو یكی از پسرا گفت عیب نداره بزرگ میشی در میاره
یعنی كلاس منفجر شد
مرا اینگونه باور کن :
کمی خسته کمی تنها
کمی از یاد رفته ٬کمی مغرور
کمی بی کس ٬ کمی گستاخ
کمی سرخوش
کمی….. کمی باور کردنم سخته !!؟؟
برچسبها: مرا اینگونه باور کن, کمی, سلمان باقری, باور, مرا, اینگونه, سلمان, باقری, اینگونه باور کن
فطر آمده خوردنی فراوان بخورید / پیتزا و کباب و مرغ بریان بخوریـد
دزدانه اگر در زمضان می خوردید / شوال رسیده پس نمایان بخورید !
برچسبها: اس ام اس, عید فطر, sms, فطر, عید, عید سعید فطر, عید رمضان, اس ام اس عید سعید فطر
ادامه مطلب...
ديگر خروس هـــــا با مرغ ها وديگر پرندگان به توافق رسيده اند ..
خروس ها قوانين ِ روزمره شــــــــــــان را زير پا گذارده اند ...
بي موقع آواز سر ميدهند ...
هميشـــــــــه دارند به يكديگر حمله ميكنند ...
شايد...
شايد از خون ِ آدميــــــــــان خورده اند ....!!
از خون ِ آدميان ِ ساكت وآرام ....
خونخوار و وحشي ...
دوست داشتني ....
زشت....
حالا ديگر سگ ها...گربه ها وموش هـــا ..
در پي صيد يكديگر نمي دوند ..
مگر نميداني ؟؟...
سگ ها وگربه هـــــــــا وموش ها قرارداد صلح بسته اند ...
ولي جهـــــــــــــان پر از آدميان ِ خونخوار ..
آتش جنگ را ميان يكديگر شعله ور كرده اند ....
ديگر حيوانات دندانهايشان را براي جويدن گوشت يكديگر به كار نمي برند ...
ديگر زمان ِ آن رسيده كه از گوشت ِ آدميان ِ مترقي وپيشرفته تغذيه كنند تا متمدن گردند ...
ديگر گرگهــــــــــــــــــــــا به گلة گوسفندان شبيخون نمي زنند ...
شايد از چشمان ِ پر از خون ِچوپاناني كه به گله هاي يكديگر حمله ميبرند ، مي ترسنــــــــــد....!!
ديگر زمان ِ آن رسيده كه موريانه هـــا وموش ها غلات وجو وگندم نجوند
وبه انبـــــــــار ِ موجودات ِ سرگردان ِ زنده حمله برند...!
خودشان ميدانند آدميان يه اين مهمات نيازدارند تابتوانند خون يكديگر را بمكند ....
ديگر زمان ِ آن رسيده ..
كه انسانهـــا آبادي هاراويران كنند ..
و خاك ِ آن را برسرانسانهـــا بپاشند ..
حالش راداری ..
کمی به حال خودمان ...
گریه کنیم ؟؟!...
برچسبها: گریه, حیوان, انسان, حال امروز ما, بیا با هم گریه کنیم, حال و هوای گریه, مرغ, خروس, گوشت, خون خوار, جهان



